تبليغاتX
فصل سرد

 

نزدیکت بودم .. در چند قدمی شاید اگر نردبانی داشتی به اندازه ۱۳ پله و از آن بالا میرفتی مرا میدیدی

شاید اگر چند قدمی راه را باز میکردند تو را میدیدم

شاید هم دیدی شاید هم دیدمت

بوی آشنا که می آمد و صدای آشنا و ...

خرسند بودم که سهم آنجا را با هیچ غریبه ای قسمت نکرده بودم

بغض کرده بودم مثل همیشه اما اشکم را جاری نکردم

به حرمت همه جانانی که آنجایند و بوده اند

به حرمت همه یارانی که در غربت آن درختها به بالای بلندیها رفتند

راستی یک سوال !

آن درختها چگونه هنوز سبزند ؟چگونه ریشه هایشان هنوز زنده است در خاک؟

شاید آنها هم بوی آشنایی حس میکنند ... .

 

+ سمانه | 

 


 

و من هنوز نفس میکشم

با شرم و خشم ....

 

بهنود شجاعی اعدام شد

 

پ.ن :لعنت به من که هنوز باور نمیکنم ..

 
+ سمانه | 

 


موسم گل            

يک دوروز است در زمانه

اي به دل آرامي به عالم فسانه - ای که ز تو مانده نکويي نشانه

خاطر عاشقان را ميازار - خوش نباشد ز معشوقه آزار

گر بسوزد شمع و پروانه را با زبانه

چون شود روز شمع و شب را نبيني نشانه

مي‌کني صيد - مرغ بسته

مي‌زني سنگ – بر شکسته

مي‌کشي با تيغ ستم يار خسته

خسته‌دلان يکسره در خون نشسته

خویش و سوزی و بیگانه‌سازی

نیست تو آیین عاشق‌نوازی

تیر عشقت – ای که در سینه ما نشسته

رحمتی کن – با دل – عاشق زار و خسته

آهنگساز: موسی‌خان معروفی

شاعر: حسن وحید دستگردی(۱۳۲۱-۱۲۵۷)

دانلود با صدای قمر

+ سمانه | 

 


 

 ۰۹/۹/۹  یعنی امروز

 همین امروز و تمام ... .

 

+ سمانه | 

 


فضای شهر هنوز عجیبه

یک جور ترکیبی از خشم و امید و استیصال و حرکت و همه چیز

در این بین واکنش آدمها  هم متفاوت و گاه عجیبه

یکی پویا و امیدوار گام برمیداره

یکی ترسیده و حتی تلویزیون خونشو روشن نمیکنه

یکی دیگه خیلی بیشتر ترسیده ولی دست از تحلیلهای به اصطلاح روشنفکرانش بر نمیداره!

یکی هیچ گام مثبتی بر نمیداره و برای توجیهش مدام بقیه رو نقد میکنه

یکی سکوت کرده..

یکی تو بند...

و یکی مرده ... .

+ سمانه | 

 


 

به نقل از کمیته گزارشگران حقوق بشر  :

اول مهرماه هر سال را با این پرسش معلمان آغاز میکردیم : تابستان خود را توصیف کنید!

وقتی کوچکتر بودیم انشا مینوشتیم و در زمان دبیرستان و دانشگاه در موردش حرف میزدیم ولی قبل از شروع به سخن گفتن ما، معلمان طبق عادت دیرینه خود خلاصه ای از تابستانشان میگفتند .

از کلاسهای تابستان میگفتند و از سفرهایشان و از ...

به این فکر میکنم که تو مهر ماه را چگونه آغاز خواهی کرد؟

خواهی گفت که جلوی مدرسه دستگیرت کرده اند؟

خواهی گفت که در اوین بودی، در ۲۰۹، انفرادی ؟

از سلول کوچکت خواهی گفت؟

خواهی گفت که هوای خرداد و تیر و مرداد و ( خدا میداند تا کی را ...) استنشاق نکردی ولی گرمایش را با ذره ذره وجودت حس کرده ای ؟

از دغدغه دوشنبه هایت و دلتنگیت برایشان خواهی گفت؟

ميدانم ميدانم كه بچه ها چه حالي خواهند داشت

كنجكاو ميشوند.

اجازه آقا آخر چرا؟

جعفر!

معلم نبوده ام و نميدانم چه جوابشان را خواهي داد.

آيا ميگويي:

چون من يك معلم بودم ...؟!

+ سمانه | 

 


پ.ن ۱ : فروغ یه مطلب خیلی قشنگ در مورد جعفر نوشته : اینجا

پ.ن ۲ : روزها عجیبن خیلی خیلی ...
+ سمانه | 

 


 

آقایان ! در این شلوغیها نیز دست از مزاح بر نمیدارند!  شیوه های قدیم و جدید شکنجه های روانی و جسمی خود را می آزمایند که مبادا از خوی درندگیشان کم شود ...

به نقل از کمپین آزادی جعفر ابراهیمی :بعد از 2 روز بيخبري از جعفر ابراهيمي مطلع شديم كه ايشان را مجددا از بند عمومي اوين به بند 209 منتقل كرده اند.
جعفر طي تماسي كه امروز با خانواده خود داشته بيان كرد كه به بند 209 منتقل شده است. وي از مدت زماني كه بازداشتش طول خواهد كشيد و همچنين روند پرونده خود صحبتي نكرد. اين در حاليست كه پيشتر اعلام شده بود كه بازجويي وي به اتمام رسيده است.
 
خبر را در اینجاها هم میتوانید ببینید:
 
 
 
 
 
+ سمانه | 

 


به نقل از کمپین آزادی جعفر ابراهیمی :

چهل و سه روز از بازداشت جعفر ابراهيمي ميگذرد.

در حالي كه بيشتر از دو هفته از عدم موافقت معاون دادستان با وثيقه ايشان ميگذرد ولي هنوز پرونده ايشان جهت برگزاري دادگاه ارسال نشده و در قسمت دادياري امنيت ميباشد .
تنها توضيح مسئولين در دادگاه انقلاب به خانواده شان كثرت كار عنوان شده.

قابل ذكر است كه جعفر ابراهيمي دچار ديسك گردن ميباشد و نياز به ادامه درمان خود در بيرون از زندان را دارد.
+ سمانه | 

 


 

جعفر ابراهيمي كه در تاريخ 20 خرداد توسط نيروهاي اطلاعات بازداشت شده بود پس از پايان دوره بازجوييها از بند 209 به بند عمومي انتقال يافته است اين در حاليست كه آزادي ايشان به قيد وثيقه يا كفالت توسط قاضي حداد مورد تائيد قرار نگرفته و بعد از مراجعات مكرر خانواده ايشان به دادگاه انقلاب ايشان حتي حاضر به توضيح در مورد اين قضيه هم نشده اند.
اين در حاليست كه آقاي ابراهيمي دچار ديسك گردن ميباشند و خانواده ايشان به شدت نگران پيشرفت بيماريشان هستند.
+ سمانه |